امید از حق نباید بریدن که امید سر راه ایمنی است. اگر در راه نمی روی، باری سر راه را نگاه دار. مگو که کژی ها کردم. تو راستی را پیش گیر، هیچ کژی نماند. راستی همچون عصای موسی است؛ آن کژیها همچون سِحرهاست: چون راستی بیاید، همه را بخورد. اگر بدی کرده ای، با خود کرده ای؛ جفای تو به وی کجا رسد؟

مرغی که بر آن کوه نشست و برخاست/بنگر که در آن کوه چه افزود و چه کاست

چون راست شوی، آن همه نماند؛ امید را، زنهار، مَبُر!

================================

 

همه اخلاق بد – از ظلم و کین و حسد و حرص و بیرحمی و کبر چون در توست، نمی رنجی، چون آن را در دیگری می بینی، می رمی و می رنجی ...

فیه ما فیه - مولانا