تواضع - امر به معروف
در جای جایِ فیه ما فیه ردّی از حضرت محمد به چشم می خورد و امروز بشنوید از زبان مولانا در فیه ما فیه در باب تواضع و فروتنی حضرت محمد :
* شخصی درآمد. فرمود که محبوب است و متواضع و این از گوهر اوست. چنان که شاخی را که میوه ی بسیار باشد آن میوه او را فرو کشد و آن شاخ را که میوه ای نباشد سر بالا دارد همچون سپیدار و چون میوه از حدّ بگذرد استون ها نهند تا به کلی فرو نیاید. پیغامبر صلی الله علیه و سلّم عظیم متواضع بود زیرا که همه ی میوه های عالم اول و آخر بر او جمع بود لاجرم از همه متواضع تر بود. گفت هرگز کسی پیش از پیغامبر بر پیغامبر صلی الله علیه و سلّم نمی توانست سلام کردن زیرا پیغامبر پیش دستی می کرد از غایت تواضع ...
** سخن بی پایان است اما به قدر طالب فرو می آید .. حکمت همچون باران است، در معدن خویش بی پایان است، اما به قدر مصلحت فرود آید ... اما از آن جا که می آید آن جا بی حدّ ست. شکر را در کاغذ کنند یا داروها را عطاران. اما شکر آنقدر نباشد که در کاغذست. کان های شکر و کان های دارو بی حدّ است و بی نهایت، در کاغذ کی گنجد؟ تشنیع میزدند که قرآن بر محمد صلی الله علیه و سلّم چرا کلمه کله فرو می آید و سوره سوره فرو نمی آید؟ مصطفی صلی الله علیه و سلّم فرمود که "این ابلهان چه می گویند اگر بر من تمام فرود آید من بگذارم و نمانم" زیرا که واقف است از اندکی بسیار فهم کند و از چیزی چیزها و سطری دفترها...نظیرش همچنان که جماعتی نشسته اند حکایتی می شنوند اما یکی آن احوال را تمام می داند و در میان واقعه بوده است، از رمزی آن همه را فهم می کند و زرد و سرخ می شود و از حال به حال می گردد و دگران آن قدر که شنیده اند فهم کردند، چون واقف نبودند بر کل احوال. اما آن که واقف بود از آن قدر بسیار فهم کرد. چون در خدمت عطار آمدی شکر بسیارست اما می بینند که سیم چند آوردی به قدر آن دهد. سیم اینجا همت و اعتقادست . به قدر همت و اعتقاد سخن فرود آید ...
=====================================================
فکر می کنم در جامعه ی ما که بسیاری از افراد قبل از پاک سازی درون خود از عیوب و بدون یادگیری شیوه ی دعوت به خوبی حقیقی، سعی در اصلاح دیگران دارند، بد نیست اشاره ای داشته باشیم به خلاصه باب شصت و چهارم "در آداب امر به معروف و نهی از منکر" از کتاب " مصباح الشریعه " منسوب به امام صادق:
هر که از خود سلب نکرده باشد خواهش های نفسانی را و از آفات نفس و مهلکات آن خلاصی نیافته باشد و در حمایت الهی پناه نبرده باشد و از چنگال شیطان رهایی نیافته باشد صلاحیت امر به معروف و نهی از منکر ندارد. چنین کسی هم به خود و هم به دیگران ضرر خواهد رساند .
چنانکه خداوند نیز می فرماید : آیا امر می کنید مردم را به نیکویی و خود فراموش می کنید ؟
هر که می خواهد امر به معروف و نهی از منکر کند محتاج است به چند چیز:
1-عالم باشد به حلال و حرام و تمییز میان ایشان
2-خود مرتکب مناهی و تارک اوامر نباشد
3-از روی اخلاص و اعتقاد درست باشد
4- از روی رحم و شفقت باشد نه از روی صاحب کمالی و غرض علم و اظهار استعداد نباشد ...
5-از روی حکمت باشد و هر کسی را موافق حال او و مناسب طور او با او معامله کند ... که باعث نفرت ایشان نشود.
6-از مکر نفس غافل نشود و از حوادث و سوانح روزگار هر چه رو دهد، ملازم صبر و شکر باشد، و اگر از کسانی که در مقام اصلاح ایشان است، حرکت ناملایمی دید در مقام تلافی نشود و شکوه ی ایشان به کس نکند و اظهار عبوس و ترشرویی ننماید و از غلظت و تندی و درشتی احتراز کند و عوض همه ی اینها را از خدا خواهد. در صورت موافقت آنها شکر و در صورت مخالفت صبر کند. و از عیب خود غافل نباشد...
هر انسانی با به اشتراک گذاشتن علایقش خوشحال تر خواهد بود . پس من نیز اینجایم ...