ماه رمضان آمد ای یار قمر سیما
ماه رمضان آمد ای یار قمر سیما
بربند سر سفره ، بگشای ره بالا
ای یاوهٔ هر جایی وقت است که بازآیی
بنگر سوی حلوایی ، تا کی طلبی حلوا ؟
یک دیدن حلوایی زانسان کندت شیرین
که شهد ترا گوید: « خاک توم ای مولا »
بر یاد لب دلبر ، خشکست لب مهتر
خوش با شکم خالی ، مینالد چون سرنا
خالی شو و خالی بِه ، لب بر لب نابی نِه
چون نی زدمش پر شو ، وانگاه شکر میخا
گر توبه ز نان کردی ، آخر چه زیان کردی ؟
کو سفرهٔ نانافزا ؟ کو دلبر جان افزا ؟
ای مستمع این دم را ، غریدن سیلی دان
میغرد و میخواند ، جان را بسوی دریا
بستیم در دوزخ ، یعنی طمع خوردن
بگشای در جنت ، یعنی که دل روشن
تا سفره و نان بینی ، کی جان و جهان بینی
رو جان و جهان را جو ، ای جان و جهان من
...
بخشی از ترجیعات دیوان شمس مولانا
التماس دعا ...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۲ ساعت 1:25 توسط نازنین جمشیدیان
|
هر انسانی با به اشتراک گذاشتن علایقش خوشحال تر خواهد بود . پس من نیز اینجایم ...