در بیان آن كه : چُنان كه گدا عاشق كرم است ... ( بخش دوازدهم )
در بخش قبل دیدیم که وقتی آقای اعرابی رسید به درالخلافه ، دید که درگاهی است پر از نعمت و اهل حاجت با امیدواری و انتظار چشم به راه هستند ... و هر کس از هر طبقه ای به چیزی بیش از خواسته اش میرسه ...
در اینجا مولانا گریزی میزنه به بحث حاجتمندی و بخشندگی که بسیار قابل تامل هست و لایه های مختلفی داره . امیدوارم شما بتونید بیش از این چیزی که من گرفتم رو از این درس بگیرید و به من هم بگید .
در عنوان این بخش مولانا آورده که : همانطور که حاجتمند ، عاشق بخشش و کرم بخشنده هست ، کرمِ کریم هم عاشق آن گداست . اگر حاجتمند صبر به خرج بده ، کریم خود حاجت او را برطرف میکنه و این صبر برای حاجتمند کمال او هست . اما برای کریم ، صبر کردن نقصان .
( یعنی کسی که حاجتی داره کمال اش در این هست که صبر کنه ، اما کسی که قراره به نیازمندی کمک کنه ، صبر جایز نیست )
خیلی از شما این بیت رو شنیدید :
تشنه مینالد که ای آب گوار
آب هم نالد که کو آن آبخوار
حالا در این مورد هم چنین نظری داره مولانا که : همونطور که گدا به دنبال کریم هست ، کریم هم گدا رو میطلبه و دلیل این مسئله این هست که صفت کرم در کریم با بخشندگی اش جلوه میکنه و اگر بخشندگی نباشه چطور این صفت تجلی کنه ؟!
اونوقت اون نیازمند ، میشه مثل آینه ای که زیبایی های کریم رو نشون میده .
خداوند در سوره والضُّحی فرمود : ای پیامبر بر سر گدا بانگ نزن ، چون گدا آیینه ی بخشش هست و اگر روی این آینه غباری بیافته به ضرر همان کریم هست و زیبایی های او کمتر دیده میشه .
حالا کسی که نیازمند و حاجتمند درگاه حق هست در حقیقت مثل آینه ای است که صفت کرم خداوند با او تجلی میکنه .
پس تو نیازمند اویی و در پی او و او نیز در پی تو و آنگاه که از خود فانی شدی در او ، خود یکپارچه جود و بخشش میشوی .. ( البته در مقام فنا "خود" ی وجود نداره و برای همین هست که به "جود مطلق " اشاره شده ... خب یه مقدار سخته در قالب کلمات گنجاندن ، من رو ببخشید ... )
خب اگه از این دو حالت هم خارجی که دیگه مثل یه نقش روی پرده ، بی جان هستی ... ( البته شما که اینجا هستید حتما یکی از این دو دسته هستید بالاخره ، امیدی هست :) - من جای شما بودم الان لبخند میزدم )
خب فقط من یه چیزی بگم قبل از اینکه برین سراغ شعر : دقت کردین که خیلی از نقص های ما در این دنیا خودش باعث تجلی صفات خداوند هست !! مثلا ما یه گناهی مرتکب میشیم و در مقابل اون ، ستارالعیوب بودن خداوند تجلی میکنه و وقتی پشیمون میشیم و احساس میکنیم بخشیده شدیم ، غفار بودن خداوند تجلی میکنه ...
البته من که خودم واقعا در مقابل اسماء و صفات خدا خیلی کم میدونم و فکر میکنم با دونستن معنی ، این اسماء و صفات ، دقیقا درک نمیشن .. بلکه باید دیدشون ، اما شما اگه از این موارد سراغ دارین خوشحال میشم بدونم .
در اینجا مولانا گریزی میزنه به بحث حاجتمندی و بخشندگی که بسیار قابل تامل هست و لایه های مختلفی داره . امیدوارم شما بتونید بیش از این چیزی که من گرفتم رو از این درس بگیرید و به من هم بگید .
در عنوان این بخش مولانا آورده که : همانطور که حاجتمند ، عاشق بخشش و کرم بخشنده هست ، کرمِ کریم هم عاشق آن گداست . اگر حاجتمند صبر به خرج بده ، کریم خود حاجت او را برطرف میکنه و این صبر برای حاجتمند کمال او هست . اما برای کریم ، صبر کردن نقصان .
( یعنی کسی که حاجتی داره کمال اش در این هست که صبر کنه ، اما کسی که قراره به نیازمندی کمک کنه ، صبر جایز نیست )
خیلی از شما این بیت رو شنیدید :
تشنه مینالد که ای آب گوار
آب هم نالد که کو آن آبخوار
حالا در این مورد هم چنین نظری داره مولانا که : همونطور که گدا به دنبال کریم هست ، کریم هم گدا رو میطلبه و دلیل این مسئله این هست که صفت کرم در کریم با بخشندگی اش جلوه میکنه و اگر بخشندگی نباشه چطور این صفت تجلی کنه ؟!
اونوقت اون نیازمند ، میشه مثل آینه ای که زیبایی های کریم رو نشون میده .
خداوند در سوره والضُّحی فرمود : ای پیامبر بر سر گدا بانگ نزن ، چون گدا آیینه ی بخشش هست و اگر روی این آینه غباری بیافته به ضرر همان کریم هست و زیبایی های او کمتر دیده میشه .
حالا کسی که نیازمند و حاجتمند درگاه حق هست در حقیقت مثل آینه ای است که صفت کرم خداوند با او تجلی میکنه .
پس تو نیازمند اویی و در پی او و او نیز در پی تو و آنگاه که از خود فانی شدی در او ، خود یکپارچه جود و بخشش میشوی .. ( البته در مقام فنا "خود" ی وجود نداره و برای همین هست که به "جود مطلق " اشاره شده ... خب یه مقدار سخته در قالب کلمات گنجاندن ، من رو ببخشید ... )
خب اگه از این دو حالت هم خارجی که دیگه مثل یه نقش روی پرده ، بی جان هستی ... ( البته شما که اینجا هستید حتما یکی از این دو دسته هستید بالاخره ، امیدی هست :) - من جای شما بودم الان لبخند میزدم )
خب فقط من یه چیزی بگم قبل از اینکه برین سراغ شعر : دقت کردین که خیلی از نقص های ما در این دنیا خودش باعث تجلی صفات خداوند هست !! مثلا ما یه گناهی مرتکب میشیم و در مقابل اون ، ستارالعیوب بودن خداوند تجلی میکنه و وقتی پشیمون میشیم و احساس میکنیم بخشیده شدیم ، غفار بودن خداوند تجلی میکنه ...
البته من که خودم واقعا در مقابل اسماء و صفات خدا خیلی کم میدونم و فکر میکنم با دونستن معنی ، این اسماء و صفات ، دقیقا درک نمیشن .. بلکه باید دیدشون ، اما شما اگه از این موارد سراغ دارین خوشحال میشم بدونم .
در بیان آن كه : چُنان كه گدا عاشق كرم است و عاشق کریم ، کرمِ كریم هم عاشق گداست. اگر گدا را صبر بیش بُوَد ، كریم بر در او آید . اما صبر گدا كمال گداست و صبر کریم نقصان او
2756 بانگ می آمد كه : ای طالب بیا
جود ، محتاج گدایان ، چون گدا
جود می جوید گدایان و ضِعاف
همچو خوبان كآینه جویند صاف
روی خوبان ز آینه زیبا شود
روی احسان از گدا پیدا شود
پس از این فرمود حق در والضُّحی :
بانگ كم زن ای محمّد بر گدا
چون گدا آئینۀ جود است، هان !
دم بود بر روی آیینه زیان
آن یكی جودش گدا آرد پدید
وآن دگر بخشد گدایان را مزید
پس گدایان آینه جود حق اند
وآنكه با حقّ اند ، جود مطلق اند
وآن كه جز این دوست ، او خود مرده یی است
او بر این در نیست، نقش پرده یی است
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۲ ساعت 19:8 توسط نازنین جمشیدیان
|
هر انسانی با به اشتراک گذاشتن علایقش خوشحال تر خواهد بود . پس من نیز اینجایم ...