من و پاییز ...
پاییز از راه میرسه ... حس و حال خوبی دارم ... بوی پاییز ذهنم رو سبک میکنه و باعث میشه به هیچ چیز اضافه ای فکر نکنم ... فقط درخت های چنار و بید و برگ ریزون و نسیم خنک شب ها و نم بارون ...

از درخت یاد میگیرم که گاهی باید از برگ های قدیمی دل بکنم و رهاشون کنم هر چند پر از خاطرات خوب با هم باشیم : بهاری که از راه رسیدند و تابستونی که روی شاخه هام جا گرفتند و خورشید بهمون لبخند زد ... و با اینکه برگ ها یکی پس از دیگری می افتند پایدار و مستحکم باشم .. ایستاده ... و نگاه کنم به افق های تازه ، بهاری که از راه میرسه و برگ های جدید ... هر چند میدونم اونها هم روزی خواهند رفت ...
بیایید عشق بورزیم به چیزهایی که ناپایدارند و میدانیم در روشنایی روزی دیگر باز نخواهند گشت
+ نوشته شده در جمعه ۱ مهر ۱۳۹۰ ساعت 20:2 توسط نازنین جمشیدیان
|

هر انسانی با به اشتراک گذاشتن علایقش خوشحال تر خواهد بود . پس من نیز اینجایم ...