بهار می آید و ...
دیروز
با نگاهی به تقویم به این فکر افتادم که چقدر نسبت به سال های گذشته از
روزگار عقبم . همیشه ماه اسفند برام جذابیت خاصی داشته و فکر کردن به بهار و
جوونه ها و بوی عید شور خاصی توی دلم بر پا میکرده . اما امسال نیمی از
اسفند گذشته و من اصلا حال و هوای بهار توی دلم نیست ... پس تصمیم گرفتم
خودم دست به کار بشم ...
یه گلدون شب بو ... پر از بوی عید و یه گلدون گل همیشه بهار ... امروز هم خونه تکونی و هم تکوندن فکرام و دلم و دفترهای قدیمی و مرور روز نوشت هام و ...

حالا همه چیز روبه راهه ... توی اتاق بوی شب بو پیچیده ... پنجره ها باز ... آفتاب بهاری ... هوای نیمه ابری ... سر و صدای گنجشک ها .... و صحبت با یک دوست بهاری ...
و من لبخند می زنم ... بهار داره میاد ... چقدر امروزم با دیروزم فرق داره ...
شما برای اینکه بوی بهار زودتر بیاد توی زندگیتون چیکار کردید ؟ نکنه شما هم مثل دیروز من هیچی !!! بهتره همین الان دست به کار بشین ... تا فرداتون با امروز فرق داشته باشه ...
لبخند فراموش نشه ...
:)
اگه دوست داشتید این آهنگ رو دانلود کنید :
فردا رو چه دیدی: فرشید امین
یه گلدون شب بو ... پر از بوی عید و یه گلدون گل همیشه بهار ... امروز هم خونه تکونی و هم تکوندن فکرام و دلم و دفترهای قدیمی و مرور روز نوشت هام و ...

حالا همه چیز روبه راهه ... توی اتاق بوی شب بو پیچیده ... پنجره ها باز ... آفتاب بهاری ... هوای نیمه ابری ... سر و صدای گنجشک ها .... و صحبت با یک دوست بهاری ...
و من لبخند می زنم ... بهار داره میاد ... چقدر امروزم با دیروزم فرق داره ...
شما برای اینکه بوی بهار زودتر بیاد توی زندگیتون چیکار کردید ؟ نکنه شما هم مثل دیروز من هیچی !!! بهتره همین الان دست به کار بشین ... تا فرداتون با امروز فرق داشته باشه ...
لبخند فراموش نشه ...
:)
اگه دوست داشتید این آهنگ رو دانلود کنید :
فردا رو چه دیدی: فرشید امین
+ نوشته شده در جمعه ۲۰ اسفند ۱۳۸۹ ساعت 7:16 توسط نازنین جمشیدیان
|
هر انسانی با به اشتراک گذاشتن علایقش خوشحال تر خواهد بود . پس من نیز اینجایم ...