تفسیر "وَ هُوَ مَعَكُمْ أَینَما كُنْتُمْ " (بخش پنجم )
سلام .... همین .

تفسیر "وَ هُوَ مَعَكُمْ أَینَما كُنْتُمْ "
1519 بار دیگر ما به قصه آمدیم
ما از این قصه برون خود كی شدیم؟
گر به جهل آییم، آن زندان اوست
ور به علم آییم، آن ایوان اوست
ور به خواب آییم، مستان وی ایم
ور به بیداری، به دستان وی ایم
ور بگرییم ابر پر زرق وی ایم
ور بخندیم ، آن زمان برق وی ایم
ور به خشم و جنگ، عكس قهر اوست
ور به صلح و عذر، عكس مهر اوست
ما كه ایم اندر جهان پیچ پیچ؟
چون الف . او خود چه دارد؟ هیچ هیچ
عنوان این قسمت ، اقتباس از آیه 4 سوره الحدید است که در آن سخن از آفرینش آسمان ها و زمین و کائنات است و در پایان آیه می خوانیم که : هر جا باشید او با شماست و آنچه می کنید می بیند . مولانا در این شش بیت ، کلام خدا را به این گونه تفسیر میکند : پروردگار در همه ی شئون زندگی و با ماست و مشیت اوست که در اعمال و احوال ما جلوه می کند . ما به قصه ی رسول روم و عمر باز می گردیم . اما هر چه گفته ایم و خواهیم گفت ، یک قصه است که هرگز ما از آن بیرون نبوده ایم : از جهل سخن بگوییم ، جهل زندان پروردگار است برای آنها که مستوجب قهر الهی اند . از علم سخن بگوییم ، علم الهی است که چون ایوانی با شکوه جلوه گاه حق است . خواب مردان حق ، مستی از عشق حق است و بیداری آنها از افسانه و افسون اوست یا به دست اوست . آنها که می گریند به عشق حق تظاهر می کنند و گریه ی آنها ابری است پر از ریاکاری . آنها که می خندند شادی آنها جلوه ی نور الهی است . خشم و جنگ بازتاب قهر خداوند است ، و آشتی بازتاب محبتی است که از جانب پروردگار به دل می نشیند . ما از خود چیزی نداریم ، مثل حرف الف که بی نقطه است .
+ نوشته شده در جمعه ۱۰ دی ۱۳۸۹ ساعت 21:36 توسط نازنین جمشیدیان
|
هر انسانی با به اشتراک گذاشتن علایقش خوشحال تر خواهد بود . پس من نیز اینجایم ...