تبليغاتX
برگ بی برگی

در این بخش ، داستان پادشاه جهود به پایان میرسد . در قسمت های قبل دیدیم که پادشاه آتشی درست کرد تا افرادی را که بر خلاف آیین او بودند بسوزاند ولی آتش آنها را نسوزاند وپادشاه به آتش معترض شد . در ادامه داستان ، مولانا از زبان آتش  ، به بیان رابطه ی علت ها و معلول ها و بالاتر بودن اراده ی خداوند بر علت ها و معلول ها  پرداخت . این داستان با سوزانده شدن پادشاه و اطرافیانش با پایان میرسد . 

در این بخش مولانا به بحث کشش و بازگشت به اصل اشاره می کند . از دید مولانا افراد پس از ورود به این جهان ، با توجه به خلق و خویی که دارند ، یا ناری می شوند یا نوری . و بر اساس قانون بازگشت به اصل ، بالاخره به اصل خود باز می گردند .

همچنین موضوع سنخیت ها را بیان می کند . از دید مولانا بین اصل و فرع کششی وجود دارد که این کشش دو جانبه است ، مانند رابطه ی فرزند و مادر که هر دو در پی یکدیگر هستند . از طرف دیگر دو همجنس نیز به سوی یکدیگر جذب می شوند این دو همجنس ممکن است در ظاهر شبیه یکدیگر نباشند اما توانایی تبدیل به یکدیگر را داشته باشند .

همچنین مولانا به این مطلب اشاره می کند که در زندگی ،  خیلی اوقات ما به طرف چیزهای اشتباهی میرویم ، راه خود را گم می کنیم ، تا وقتی سرمان به سنگ نخورد متوجه اشتباه نمی شویم و چیزی را فکر می کنیم همجنس ماست ، در صورتی که اینگونه نیست. در چنین مواردی پس از اینکه سر ما به سنگ خورد بالاخره متوجه اشتباه شده و به دنبال راه حقیقت میرویم . سپس مولانا برای باز شدن این قضیه به سراغ داستان دیگری می رود .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 29 خرداد1388ساعت 15:26 توسط نازنین جمشيديان |

در قسمت قبل دیدیم که پادشاه به کنار آتش رفت و به او گفت : تو که خاصیت سوزانندگی داری چطور این مردم را نسوزاندی و آتش جواب داد که : من به دستور خداوند هستم و درست است که هر چیزی بر پایه ی علت و معلولی است اما فرمان خداوند بالاتر از علت و معلول هاست .

در این بخش نیز برای باز شدن مطلب مولانا به ذکر چند مثال می پردازد . در قدیم اساس دنیا را بر پایه ی 4 عنصر : آب - باد - خاک - آتش ، می دانستند و در اینجا نیز مولانا  از هر 4 عنصر مثال هایی  را عنوان می کند  .


http://bargebibargi.fileave.com/koohe%20toor.jpg


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 18 خرداد1388ساعت 10:39 توسط نازنین جمشيديان |

سلام به همه ی دوستان

من برگشتم و به زودی ادامه ی داستان را با هم پی میگیریم ...


+ نوشته شده در شنبه 16 خرداد1388ساعت 0:57 توسط نازنین جمشيديان |

سلام به همه ی دوستان عزیز

من دارم به یک سفر میرم و حدودا 10 روزی نیستم  ... ببخشید اگه به روز نمیشم ! شما یک بازنگری در پست های قبلی بفرمایید تا من برگردم !


نازنین


+ نوشته شده در چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت 2:46 توسط نازنین جمشيديان |

در این بخش دوباره به داستان پادشاه جهود بر میگردیم . همانطور که به یاد دارید در قسمت های قبل داستان پادشاه جهودی شروع شد که بتی ساخته بود و در کنار آن آتشی و از مردم می خواست به بت سجده کنند و اگر اینکار را نمی کردند آنها را به آتش می انداخت . در میان این افرادی مادری هم با فرزند کوچکش بود که پادشاه طفل را درون آتش انداخت و طفل در آتش به سخن آمد که ای مادر این آتش سوزاننده  نیست و با حرف های خود شوری در دل مردم انداخت که همه خود را به داخل آتش می افکندند و دیگر ماموران پادشاه از ترس شورش ،  از به داخل آتش شدن مردم جلوگیری می کردند . پس از این اتفاق پادشاه با آتش شروع به گفتگو می کند که :  ای آتش تو که خوی سوزانندگی داشتی پس چطور شد که اینجا به وظیفه ی خود عمل نکردی . آتش هم در جواب می گوید که من به امر خدا هستم و از این جا به بعد مولانا به بیان این مطلب می پردازد که هر چیزی به امر خداست .

ممکن است در اینجا برخی افراد این سوال را مطرح کنند که : همه چیز دارای رابطه ی علت و معلولی است پس چطور می شود همه چیز را به خواست خدا دانست ... مولانا می گوید اسباب و علت و معلول ها هم به خواست خدا ایجاد شده و خود خدا هم می  تواند آنها را تغییر دهد . همیشه در کنار علت و معلول ها اسباب غیر مادی هم وجود دارد که عقل انسان آنها را درک نمی کند و انسان های برگزیده می توانند آنها را درک کنند . این علت های غیر مادی می توانند کارهای خاص انجام دهند مثل شفای بیماری که علم از آن قطع امید کرده ...




ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 2 خرداد1388ساعت 17:7 توسط نازنین جمشيديان |