تبليغاتX
برگ بی برگی


مشاهده ی بخش های قبلی


اگر به یاد داشته باشید داستان تا بدین جا ادامه پیدا کرد که وزیر پادشاه جهود برای از بین بردن دین عیسی دست به کار شد . در گروه های مسیحیان رخنه کرد و بعد از به وجود آمدن اعتماد ، شروع به نوشتن طومارهای مختلفی کرد که در متن آنها تضادهایی وجود داشت . سپس به خلوت رفت و بیرون نیامد . مریدان و امیران سعی در بیرون آوردن او از خلوت داشتند و ...

در این بخش وزیر شروع به صحبت با مریدان میکنه تا آنها را متقاعد کنه که از خلوت نمیتونه بیاد بیرون . در اینجا گر چه در ظاهر حرف های وزیر بیان میشه اما به نظر میرسه این خود سخن دل مولاناست ...

 

از بیت 569 تا 581


 دفع کردن وزیر مریدان را

 

گفت: «هان ای سخرگان گفت وگو

وعظ و گفتار زبان و گوش جو


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 24 دی1387ساعت 14:22 توسط نازنین جمشيديان |

مشاهده ی بخش های قبلی




ابیات از شماره ی 553تا 567


داستان تا بدین جا رسید که وزیر پادشاه جهود برای از بین بردن دین مسیح به میان مسیحیان رفت و بعد از جمع کردن آنها به دور خود ، وقتی همه را شیفته و مرید خود کرد ،  برای هر قوم طوماری نوشت که هر کدام از این طومارها با دیگری متفاوت بود و خیلی از این طومارها دارای احکام ضد و نقیض بود .

در این قسمت از داستان وزیر برای عملی کردن نقشه ی خود به خلوت می رود و دیگر هیچ کس را قبول نمی کند ... از طرف مریدان اصرار برای بیرون آوردن او از خلوت را داشتند و او بر ماندن در خلوت اصرار می ورزید ...

 

مکر دیگر انگیختن وزیر در اضلال قوم

 

در عنوان این بخش "اضلال" یعنی گمراه کردن . "مکر انگیختن " یعنی حیله و نیرنگ .

 

مكر دیگر آن وزیر از خود ببست

وعظ را بگذاشت و در خلوت نشست


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 19 دی1387ساعت 19:27 توسط نازنین جمشيديان |

مشاهده ی بخش های قبلی



ابیات از شماره ی 525 تا 552

بیان خسارت وزیر در این مکر

 

همچو شه نادان و غافل بُد وزیر

پنجه میزد با قدیم ناگزیر

از نظر علم فلسفه ، خدا : قدیم ناگزیر نامیده می شود .

 

با چنان قادر خدائی كز عدم

صد چو عالم ، هست گرداند به دم

خدایی که می تواند از هیچ ، صد برابر چنین دنیایی را در یک دم ( یک نفس ) ایجاد کند .

 

صد چو عالم در نظر پیدا كند

چون كه چشمت را به خود بینا كند

اگر چشم تو ا به حقیقت باز کند صدها عالم در نظر تو هویدا می شود .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 16 دی1387ساعت 10:14 توسط نازنین جمشيديان |

مشاهده ی بخش های قبلی

به پیشنهاد یکی از دوستان از این به بعد شماره ی ابیات را نیز ذکر میکنم . فقط به این نکته توجه داشته باشید که من از نسخه ی "دکتر استعلامی" استفاده میکنم و در نسخه های مختلف ممکن است ابیاتی اضافه تر یا کمتر باشد و این در شماره ی ابیات ایجاد تفاوت میکند . البته من با توجه به میزان کار و وقت کم خودم با اجازه فعلا فقط مینویسم که از چه شماره تا چه شماره ای نوشته شده .

این ابیات از شماره ی  504 تا 524

در این بخش در ادامه ی داستان پادشاه جهود و وزیر مکار او ، دوباره مولانا از داستان منحرف شده و به بیان مسائل عرفانی می پردازد :

 

در بیان آن که : این اختلافات در صورت روش است ، نی در حقیقت راه

 

او ز یكرنگی عیسی بو نداشت

وز مزاج خمّ عیسی خو نداشت

جامۀ صد رنگ  ازآن خم صفا

ساده و یكرنگ گشتی، چون صبا

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 9 دی1387ساعت 14:27 توسط نازنین جمشيديان |

داستان تا آنجا ادامه پیدا کرد که وزیر کار خود را برای نابودی این دین آغاز کرد و برای 12 قبیله ، 12 طومار متفاوت نوشت که در بخش قبل یکسری از این مضمون ها و در این بخش ادامه ی محتویات طومارها را بررسی میکنیم ...

 

تخلیط وزیر در احكام انجیل ( قسمت دوم )

 

در یكی گفته كه:« آنچه ت داد حق

بر تو شیرین كرد در ایجاد حق

بر تو آسان كرد و خوش ، آن را بگیر

خویشتن را در میفکن در زحیر»

به امیر دیگر نصاری میگوید : در ایجاد تو پروردگار لذت های زندگی مادی را بر تو شیرین کرده است . از آنها بهره مند شو و خود را با ترک لذت ها دچار درد و رنج مکن.

زحیر : رنج ، ناله ، دل پیچه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 3 دی1387ساعت 13:34 توسط نازنین جمشيديان |